قهرمان ميرزا عين السلطنه

962

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

شاهزاده ملك‌آرا در اواسط تاج‌گذارى وارد خواهند شد . گمان اين است كه همراه امپراطور به نىژينوگراد كه مكاره باشد بروند . تماشاهاى اوايل تاج‌گذارى را نخواهند كرد . روىهم‌رفته به قول خود شاهزاده سفر بىمعنى نامربوطى است . امروز نامه‌ها از تبريز رسيد . حكاك‌باشى مهر را جلا نداده آورده به پاى نامه زدند . در حقيقت براى اعلان سلطنت اعليحضرت مظفر الدين شاه مىروند [ نه ] براى تاج‌گذارى . از قرارى كه در روزنامه‌ها نوشته‌اند دوازده ميليون منات كه دوازده كرور پول حاليهء ايران باشد برآورد مخارج تاج‌گذارى شده . ازاين‌رو امتياز اين جشن معلوم مىشود . در تاج‌گذارى پدر اين امپراطور هم مخارج اندكى كمتر كردند و هم پانزده روز جشن طول كشيد . حضرت و الا هنوز افسوس دارند كه چرا آنقدر مدت اقامت كم بود . اين سفر كه نصيب ما نشد ، انشاء الله سفرى به انگليس برويم . ملكه خيال مردن ندارد . پنجاه و نه سال شمسى است كه سلطنت مىكند . اول پادشاه دنياست . همه فرزند و نوه‌اش مىباشند . برادر امپراطور اطريش كه پسرش وليعهد است فوت كرده و وليعهدى را بعد از فوت پسر امپراطور فرانسواژوزف ، يعنى بعد از آنكه وليعهد با طپانچه خود را كشت به اين برادر دادند قبول نكرد و به پسرش رجوع كرد . پدر همين امپراطور حاليه هم همين كار را كرده بود تا ده دوازده سال قبل زنده بود و پسرش سلطنت مىكرد . پنجشنبه 15 ذيحجة الحرام - هشتم درجهء جوزا . صبح را خانهء حضرت و الا رفتم . الحمد لله بهتر هستند . درب‌خانه تشريف برده بودند . هوا هنوز گرم نشده شبها در اطاق هستيم . با لحاف مىخوابيم . امسال هواى خوبى است . امتداد بهار تا حال كشيده و حال آن‌كه همه‌ساله اواسط ثور بهار تمام و اول تابستان بود . امسال تازه‌روىتر آمد همى بهار * هنگام آمدن نه بدين‌گونه بود پار قصيدهء مفصل فرخى است . اما بهار حرام شد . هيچ‌چيز باقى نگذاشت . دنيا محل راحت و آسودن نيست . امروز حضرت و الا ملك‌آرا به كشتى نشسته تشريف مىبرند . اسم كشتى « گويك‌تپه » است . جنگ مشهور روسها با تركمانها در « گويك‌تپه » واقع شده ، قبر سردار اسكوبلف الان در آنجاست كه در آن جنگ فتح كرد . بىالتفاتى به علاء الدوله امروز اعليحضرت شاهنشاهى در چمن سلطانيه تشريف دارند . در خمسه توقف نفرمودند . عارض زيادى از علاء الدوله استقبال رفته بود . از قرار مشهور خيلى بىالتفاتى به علاء الدوله فرموده‌اند . آن‌قدر به خمسه‌ايها از علاء الدوله و امير خان سردار معظم ظلم و ستم وارد آمده كه حد و حصر ندارد . با فوج و سوارى كه همراه دارند و ابواب جمع آنهاست جان و مال و ناموس رعيت را مالك و صاحب هستند .